گفت‌و‌گویی خواندنی با محسن چاوشی در آستانه‌ی تکميل آلبوم تازه‌اش


خیلی‌ها «متفاوت» حرف مى‏زنند اما در عمل آدم‏هاى متفاوتى نیستند. بعد از پنج سال آشنایى و برخوردهاى گاه‌و‌بی‌گاه، تو را اینطورى شناخته‏ام كه اگرچه اصلاً متفاوت حرف نمى‏زنى اما در عمل واقعاً متفاوت عمل مى‏كنى. خیلى‏ها، در ماه‏ها یا یكى، دو سال اول ظهورشان زحمت زیادى كشیده‏اند تا به ما بفهمانند كه نگاه خاصى دارند، اما دستشان «رو» شده! در خودت چه تفاوت‏هایى دیده‏اى؟
من هیچ‏‌وقت خودم را با خواننده دیگرى مقایسه نكرده‏ام تا متوجه تفاوت‏ها بشوم! اما اگر بخواهم درباره خودم حرف بزنم، مى‏توانم بگویم كه من فقط به خاطر موسیقى، وارد موسیقى شدم و از روز اول به دنبال شهرت یا سایر مسائل حاشیه‏اى نبودم. هرگز نخواستم بگویم «من» هستم. از «منیت» متنفرم. دوست داشتم با كارهایم به مردم انرژى بدهم و محبوب بشوم.
واقعاً مهم‌ترین ایراد «یه شاخه نیلوفر» را در وضعیت صداى آن مى‏دانى؟
بله، وقتى صداى خوب به گوش مخاطب نرسد، در ذهن او «زدگى» ایجاد مى‏شود.

ایرادهاى دیگر این آلبوم چه بود؟
غمگین بودن تمام قطعات حالت یكنواختى به وجود مى‏آورد. البته سبك من همیشه همین بوده اما تعداد زیاد قطعات این آلبوم باعث مى‏شد مخاطب براى برخورد با آن كم بیاورد. باید انواع دیگرى از موزیك‏ها را هم در این آلبوم قرار مى‏دادم. مى‏بینى چقدر خوب خودم را تخریب مى‏كنم!

تو همیشه با غمى كه در صدایت وجود داشته، شناخته شده‏اى. آلبوم «متاسفم» هم سراسر غم بود اما یك تفاوت بزرگ با «یه شاخه نیلوفر» داشت و آن هم اینكه همه عناصرش غمگین نبودند! در «متاسفم» شعرها و آهنگ‏ها و صداى تو غمگین بودند اما تنظیم‏ها انرژى مى‏داد و مخاطب را به دنبال خودش مى‏كشید.
بله، با حرفت موافقم و سعى كرده‏ام در آلبوم جدیدم این مسأله را هم تعدیل كنم اما در هر صورت من نمى‏توام «غم» را از خودم جدا كنم!

حالا كه اینقدر راحت از خودت انتقاد مى‏كنى، در مورد نظرات دیگران هم درباره «یا شاخه نیلوفر» بگو. منظورم نظرات منفى است!
بیش‌ترین انتقادها مربوط می‌شد به روزهاى اول انتشار آلبوم. خیلى‏ها از فضاى آلبوم جا خورده بودند…

چند درصد نظرات منفى بود؟
حدود پنجاه درصد اما به مرور تعداد موافق‏‌ها بیشتر شد. البته من هرگز سر خودم را كلاه نمى‏گذارم. «یه شاخه نیلوفر» براى من آلبوم ایده‏آلى نشد.

اما قبل از انتشارش به آن امید داشتى.
دقیقاً همین‏‌طور بود!

چه زمانى فهمیدى كه ایده‏آل نیست؟
دو، سه ماه بعد از انتشارش. یك بدشانسى بزرگ هم داشتم و آن هم این بود كه «یه شاخه نیلوفر» اولین آلبوم مجاز من شد و بعضى دوستان گفتند چاوشى هم مثل خیلى از خواننده‏هاى دیگر، وقتى مجاز شد، افت كرد.

این‌طورى نبود؟
نه! من كار خودم را مى‏كردم. در آلبوم‌‏هاى غیرمجاز من هم هیچ سوءاستفاده‏اى وجود نداشت و «شریف» خواندم. من با تمام وجودم كارم را انجام دادم ولى متأسفانه «یه شاخه نیلوفر» مصادف شد با مجاز شدن آلبوم‏هاى من.

كانون انتقادها از «یه شاخه نیلوفر» در اینترنت بود؟
بله، انتقادهاى خیلى خوبى هم از من شد. مثلاً از بابك افشار و بابك ریاحی‏پور كه هر دو موزیسین‏هاى فوق‏العاده‏اى هستند، در اینترنت (سایت موسیقی ما) دو انتقاد خیلى خوب به دستم رسید كه انصافاً هر دو هم به دردم خورد.

مثل این‌كه هنوز هم به اینترنت تعلق خاطر زیادى دارى؟
بله، اینترنت و بچه‏هاى اینترنت همیشه از من حمایت كرده‏اند. به هر نقطه‏اى برسم، هرگز یادم نمى‏رود كه از طریق اینترنت به موسیقى معرفى شدم. در زمان انتشار «یه شاخه نیلوفر» هم اغلب سایت‏ها و فعالان اینترنت همكارى خوبى با من داشتند، خصوصاً از این جهت كه باعث شدند امكان دانلود آلبوم از بین برود.

در اینترنت، معمولاً به تو «بى‏احترامى» هم نمى‏شود. نه از جانب هنرمندهاى دیگر، نه از طرف مردم.
دلیل اصلى‏اش لطف آنهاست و از طرف دیگر من هم كارى با كسى ندارم. متأسفانه این روزها اخبار خوبى درباره فضاى موسیقى نمى‏شنوم. خیلى‏ها علیه یكدیگر حرف مى‏زنند و این مسأله به ضرر موسیقى تمام مى‏شود. وقتى ما درون خودمان مشكل داشته باشیم، چطور مى‏توانیم مشكلات بیرونى را حل كنیم.

شاید تو به خاطر محبوبیت و مقبولیت بالایت، مى‏توانستى بهترین گزینه براى جنجال‏آفرینى و نقد كردن و تخریب دیگران خصوصاً در این چند ماهه باشى. قطعاً اگر حرفى علیه دیگران بزنى، خیلى خریدار پیدا مى‏كند چون معمولاً اهل حرف زدن نیستى!
من اصلاً حقى براى خودم قائل نیستم كه بخواهم درباره دیگران حرفى بزنم. همین كه كار خودم را انجام دهم و سرم به كار خودم گرم باشد، كافى است. تا حالا زمینه‏هاى زیادى به وجود آمده كه درگیرى با دیگران را شروع كنم اما به دنبالش نرفته‏ام و چون به جرقه‏اى كه علیه من زده شد، عكس‏العملى نشان نداده‏ام، مسأله سر و صدا نكرده…

اما همین چند هفته پیش یك بیانیه رسمى دادى كه در آن پاى فرزاد فرزین و محسن یگانه وسط كشیده شد و از آنها بابت اجراى آهنگ «نفس‌بریده» كه از ساخته‏هاى قدیمى‏ات بود، انتقاد كردى.
به این دوستان قبلاً گفته بودم كه این آهنگ را در كنسرت‏‌هایشان نخوانند چون امتیاز «نفس‌‏بریده» را واگذار كرده‏ام و براى من مسأله‌ساز مى‏شود. از آنها خواسته‌‏ام براى اجراى «نفس بریده» لااقل با من یا شركتى كه امتیازش را به آن واگذار كرده‏ام، هماهنگ باشند.

دوباره برگردیم «یه شاخه نیلوفر». یكى از اشكالات این آلبوم تعداد قطعاتش بود. قطعه‏هایى كه شبیه هم بودند!
براى این‌كه پیش‏دستى كنم و زودت راز تو پرونده تخریب «یه شاخه نیلوفر» را ببندم، باید اعتراف كنم بله، تعداد قطعات به خاطر فضاى مشابه آنها خیلى زیاد بود و جا داشت دو قطعه را «كم» كنیم! از طرف دیگر مى‏شد قطعات را با سلیقه بهترى كنار هم قرار داد و الان از چیدمان آلبوم هم راضى نیستم.

اما در كنار تمام این انتقادها «یه شاخه نیلوفر» آلبومى بود كه در آن محسن چاوشى، باز هم محسن چاوشى بود و مثل بعضى خواننده‏هاى دیگر رنگ عوض نكرد. در این پنج سال، فضاى كارهایت خیلى تغییر كرده اما خودت عوض نشده‏اى.
خدا را شكر كه بالاخره یك نكته مثبت پیدا كردى!

«یه شاخه نیلوفر» پارسال پرفروش‏ترین آلبوم پاپ ایران بود و تو هزاران طرفدار دارى. این سؤال همیشه وجود دارد كه چرا محسن چاوشى كنسرت نمى‏دهد.
من تازه یك سال است مجوز گرفته‏ام و فقط دوازده قطعه مجاز دارم…

مى‏توانستى در همین یك سال براى آهنگ‏هاى دیگرت هم مجوز كنسرت بگیرى.
اما یك كار مهم‌تر هم داشته‏ام و آن هم سر و سامان دادن به 3 آلبوم دیگرى است كه مقابل تهیه‏كنندگان آنها مسئول هستم.

در مورد این سه آلبوم، حرف مى‏زنیم. فعلاً درباره كنسرت بگو.
اول باید گروهم را انتخاب كنم. الان با دوست خوبم امید حجت درباره تكمیل گروه صحبت‏هایى داشته‏ام و همین‏طور با رضا تاج‏بخش و هومن غفارى. اتفاقى كه من در كنسرت‏‌ها به دنبال آن هستم، به یك گروه توانا احتیاج دارد و به زمان بیش‌ترى احتیاج دارم تا گروهم را انتخاب كنم.

مبادا این زمان آن‌قدر طولانى شود كه وقتى گروهت آماده شد، دوران محسن چاوشى تمام شده باشد!
دوران من تازه شروع شده!

فكر نمى‏كنى براى اجراى آهنگ‏ها به صورت زنده با مشكل مواجه شوى؟
اصلاً!

تا حالا نشنیده‏‌ام كه به تماشاى كنسرتى رفته باشى. فكر نمى‏كنى باید بیشتر در محیط كنسرت‏ها حاضر باشى تا با حال و هواى آن آشنا شوى؟
در سال‏‌هاى خیلى دور به بعضى كنسرت‏ها رفته‏ام. در این سه، چهار سال هم یواشكى چند كنسرت را از نزدیك دیده‏ام!

یعنى هیچ‏كس نفهمید در سالن هستى؟
دو‌ سه بار حتى خواننده‏ها هم نفهمیدند كنسرت‏هایشان را دیده‏ام!

مگر خواننده‏ها دعوتت نكردند؟
نه! خودم رفتم تا ببینم چه خبر است! به همین خاطر می‏توانم ادعا كنم كه براى كنسرت اصلاً ناپخته نیستم. فكر می‏كنم فقط سى ثانیه التهاب داشته باشم كه آن هم براى هر خواننده‏اى طبیعى است.

در كنسرت‏هایت ساز هم مى‏زنى؟
نه، چون حواسم پرت مى‏شود!

قبل از انتشار «یه شاخه نیلوفر» گفته مى‏شد آلبومى با نام «من خود آن سیزدهم» را با صدایت خواهیم شنید. خیلى مشتاق بودیم این آلبوم را بشنویم. خصوصاً از این جهت كه مى‏خواستیم بدانیم چاوشى روى اشعار شاعرانى مثل مولانا چگونه ملودى‏هاى پاپ خواهد گذاشت. الان یك سال از انتشار «یه شاخه نیلوفر» گذشته و هنوز از «من خودم آن سیزدهم» خبرى نیست…
امتیاز «من خود…» متعلق به شركت آواى باربد است و نمی‏دانم چه زمانى منتشرش خواهند كرد. در این آلبوم چهار شعر مولانا، دو شعر مرحوم شهریار و یك شعر از باباطاهر و وحشى بافقى را اجرا كرده‏ام و فكر مى‏كنم با توجه به فضاى «من خود…» باید در موردش بسترسازى شود. این آلبوم را با پیشنهاد حوزه هنرى به مناسبت سال مولانا تولید كردیم. البته من قبل از آن به پیشنهاد امیر ارجینى و حسین صفا روى یكى از اشعار مولانا آهنگ ساخته بودم و بعد از این پیشنهاد سه شعر دیگر از مولانا را هم ساختم…

اشعار مولانا، باباطاهر، وحشى بافقى و شهریار را چه كسى انتخاب كرد؟
همه كارها را خودم انتخاب كردم. هدفم این بود كه چهار قطعه از مولانا بخوانم و چهار قطعه از شعراى دیگر. دیوان باباطاهر و وحشى بافقى را در خانه داشتم و همین‏طور یك كتاب ناقص از غزلیات مولانا را. اما دیوان شهریار را همان روزها خریدم. سراغ شعراى دیگر هم رفتم اما با سروده‏هایشان به نتیجه نرسیدم.

تمام آثار مولانا، شهریار، وحشى بافقى و باباطاهر را خواندى؟
تقریباً بله! حدود یك ماه زمان برد. شعرهایى كه فكر می‌كردم مى‏توان روى آن ملودى پاپ گذاشت را علامت زدم. اول در مورد مولانا به نتیجه رسیدم و سپس دو قطعه از شهریار را انتخاب كردم. یكى از كارهایى كه روى شعر استاد شهریار ساخته‏ام را فوق‏العاده دوست دارم و فكر نمى‏كنم در آینده بتوانم مشابه آن را تولید كنم. از زمانى كه اشعار آنها را خواندم، تا یكى، دو ماه هیچ ترانه‏اى برایم جذاب نبود! مرحله انتخاب شعر براى آلبوم «من خودم…» یكى از مقاطع غیرقابل پیش‏بینى در زندگى من بود…

براى ایجاد ارتباط با معناى اشعار مشكلى نداشتى؟
سعى كردم به سراغ اشعار ساده بروم. البته خوشبختانه در كتاب اشعار این چهار نفر، معناى بعضى عبارت‏ها و كلمات هم مقابل شعرها چاپ شده بود. مثلاً من اصلاً نمى‏دانستم «قراضه‌چین» كه مولانا از آن استفاده كرده، یعنى چه!

یعنى چه؟
«قراضه‌چین» یعنى تراشه‏هاى طلا كه به زمین مى‏ریزد.

شعرى كه «قراضه چین» داشت را در آلبوم خوانده‏اى؟
بله!

امید دارى كه «من خود…» روزى منتشر شود؟
بله، دوست دارم این اتفاق بیفتد البته اگر تهیه‏كننده چنین تصمیمى داشته باشد باید تنظیم‏ها را عوض كنیم. چون این آلبوم فقط در سه ماه تولید شد و از آن روزها زمان زیادى گذشته است.

از بین «من خودم…» و «یه شاخه نیلوفر» كدام‌شان با سلیقه خودت بیشتر سازگار است؟
من آلبوم جدیدم را كه فعلاً اسمى ندارد، بیشتر از آن‌ها دوست دارم!

راستى زمانى هم گفته شد كه یك آلبوم دیگر با قطعات فیلم «سنتورى» و چند قطعه دیگر هم منتشر مى‏شود. آن خبر واقعیت داشت؟
بله، این آلبوم مجموعاً شش قطعه دارد: چهار قطعه از فیلم «سنتورى» به اضافه دو قطعه دیگر از كارهاى قبلى‏ام. امتیازش را هم به آقاى آزادى واگذار كرده‏ام و دقیقاً نمى‏دانم مجوز گرفته یا نه.

تنظیم‏ها با فیلم «سنتورى» تفاوت دارند؟
اگر قرار باشد آلبوم منتشر شود، احتمالاً تغییراتى خواهیم داشت.

اجازه هست در مورد آلبوم جدیدت حرف بزنیم یا همه چیز «سكرت» است؟
نه حرف بزنیم!

چند قطعه دارد؟

 

یازده ترک.

 

  

تمام قطعات را بعد از «یه شاخه نیلوفر» ساخته‏اى؟
جز یك قطعه كه قبل از «یه شاخه نیلوفر» ساخته شد و حالا تنظیم آن را عوض كرده‏ایم، تمام قطعات جدید هستند. این آلبوم برخلاف «یه شاخه نیلوفر» به شدت تنوع ریتم و فضا دارد. سعى كردم از تمام تجربه‏هایم در این سال‏ها استفاده كنم و با خودم تعارف نداشته باشم. به همین دلیل حتى لازم دانستم كه دو آهنگ «شیش‌و‌هشت» در آلبوم جدیدم داشته باشم.

نقش محمدرضا آهارى در این آلبوم چقدر است؟
محمدرضا دوست خوب من است و در آلبوم جدید هم تنظیم تعدادى از قطعات را انجام داده است.

اغلب ترانه‏ها را هم كه احتمالاً امیر ارجینى و حسین صفا گفته‏اند.
بله.

براى خیلى‏ها سؤال است كه چرا چاوشى و ارجینى و صفا فقط با هم كار مى‏كنند و وقتى كنار یكدیگر هستند، خوب نتیجه مى‏گیرند.
خیلى از خواننده‏‌ها خواسته‏اند با امیر و حسین همكارى كنند اما برایشان ارتباط برقرار كردن با آنها سخت بوده! خوشبختانه امیر و حسین در چند ماه گذشته فعال‏تر شده‏اند و مطمئن هستم كه در آلبوم خواننده‏هاى دیگر هم حضور موفقى خواهند داشت. از طرف دیگر من براى آلبوم جدیدم از ترانه‏هاى دیگران هم استفاده كرده‏ام.

در راستاى همان تنوع؟
بله، در كتاب «بانو» كه شامل سروده‏هاى كیكاووس یاكیده است، یك شعر متفاوت را دیدم و اجرایش كرده‏ام. على مهرگان هم دیگر ترانه‏سرایى است كه در این آلبوم به ما ملحق شده، جسارت كرده‏ام و یك ترانه را هم خودم گفته‏ام. امیر و حسین هم با پنج و سه قطعه در این آلبوم حضور دارند.

آلبوم‏‌هایى كه در ماه‏هاى اخیر منتشر شده‏اند را شنیده‏اى؟
بله، تقریباً تمام آلبوم‏ها را شنیده‏ام. به نظر من آلبوم‏هاى خوبى بیرون آمده‏اند اما استقبال از آنها چندان خوب نبوده است.

كدام آلبوم بیشتر به دلت نشست؟
همه آلبوم‏ها را دوست داشتم. هم ترانه‏ها، هم آهنگ‏ها و هم صداى خواننده‏ها خوب بودند.

مثل اینكه قسم خورده‏اى اسم هیچ خواننده‏اى را نگویى!
نه اصلاً اینطور نیست. آلبوم‏هاى احسان خواجه‏امیرى، سیروان، بنیامین، سعید شهروز و امین رستمى را دوست دارم.

آلبوم‏‌ها را خودت مى‏خرى؟
اگر از خانه بیرون بروم، آلبوم‏ها را در اولین فرصت مى‏خرم.

مثلاً آلبوم بنیامین را همان روزى كه منتشر شد، خریدى؟
نه، فكر مى‏كنم چند روز بعد. یادم هست كه آلبوم بنیامین و سیروان را با هم خریدم.

تا حالا پیش آمده كه از فضاى آلبوم‏هاى خوانندگان دیگر تأثیر بگیرى یا فقط در مسیر خودت حركت مى‏كنى؟
من كار خودم را مى‏كنم اما از كارهاى دیگران هم تأثیر مى‏گیرم. خیلى از مواقع پیش آمده كه با گوش دادن به آلبوم‏‌هاى دیگران نكات تازه‏اى یاد گرفته‏ام.

خیلى از اطرافیانت كه از سال‏هاى گذشته تو را مى‏شناختند، تصور نمى‏كردند كه محسن چاوشى به این زودى‏ها ازدواج كند…
چرا؟

به خاطر اینكه همیشه «تنهایى» را به همه چیز ترجیح مى‏دادى و فوق‏العاده گوشه‏گیر بودى!
الان كه به گذشته برمى‏گردم، گاهى اوقات به این نتیجه مى‏رسم كه نباید تمام زندگى‏ام را صرف موزیك مى‏كردم. به هر حال خواسته‏هاى من در موسیقى، هزینه‏اى داشت كه باید پرداختش مى‏كردم و حالا بسیار خوشحالم كه اتفاقى به نام «ازدواج» در زندگى‏ام افتاده و زندگى مشترك را بدون آن كه در كارم تأثیر منفى بگذارد، آغاز كرده‏ام. همسرم اولین و تنها گزینه من براى ازدواج بود. ما سه سال پیش آشنا شدیم و نوروز امسال ازدواج كردیم. او نسبت به حرفه من درك كامل دارد و نه تنها مانع فعالیت من نیست بلكه كمك هم مى‏كند تا پیشرفت كنم. بعد از ازدواج حسم عوض نشد. همسرم هم موسیقى را مى‏شناسد و هم شنونده خوبى براى كارهاى من است.

در آلبوم جدیدت رد پاى او هم دیده مى‏شود؟
یك قطعه «مخصوص» دارم كه اگر الان در موردش توضیح بدهم، مزه‏اش را از دست مى‏دهد اما همین‏قدر بگویم كه در آلبوم جدیدم حركتى كرده‏ام كه شاید از من بعید باشد! در آلبوم جدیدم، انرژى حضور همسرم را كاملاً احساس مى‏كنم.

هنوز هم مثل زمانى كه مجرد بودى، اغلب ساعات روز در خانه هستى و آهنگ مى‏سازى؟
بله، الان انگیزه‏ام براى كار كردن در خانه خیلى هم بیشتر شده، خانواده مى‏تواند به پیشرفت هر هنرمندى كمك كند. همسرم مرا بیشتر از همیشه اجتماعى كرده، بیشتر از همیشه به مسافرت مى‏رویم اما اگر در تهران باشم، ترجیح مى‏دهم در خانه باشم.

مقصد سفرها، خارج است؟
نه، هنوز در ایران جاهاى خیلى زیبایى هست كه حداقل براى من ناشناخته هستند.

یكى از انتقاداتى كه گروهى از هوادارانت مطرح مى‏كنند، این است كه تو خیلى بیش از اندازه در دسترس آنها نیستى. بالاخره طرفداران یك هنرمند از او توقعاتى دارند. با خواننده‏هایى كه در خارج از كشور زندگى مى‏كنند، راحت‏تر مى‏توان ارتباط برقرار كرد تا تو! این همه دورى از مردم هم چندان قشنگ نیست، خصوصاً وقتى امكان دیدن تو در كنسرت‏ها هم وجود ندارد.
حرف شما درست است. قطعاً بعد از این بیشتر به مردم نزدیك مى‏شوم. الان قسمت عمده‏اى از ایمیل‏هایى كه به دستم مى‏رسد را جواب مى‏دهم. قبول دارم كه كوتاهى‏هایى شده اما تلاش مى‏كنم كه خصوصاً در ایام كنسرت بیشتر با مردم ارتباط بگیرم. اگر خودت را جاى یكى از هوادارانت بگذارى، فكر مى‏كنى به آنها حق بدهى؟
تصورم این بود كه هرچه دیده نشوم، بهتر است اما فكر مى‏كنم براى از این به بعد باید فكر تازه‏اى بكنم!

البته این همه دورى از مردم جنبه‏هاى مثبتى هم دارد. مثلاً همان‏طور كه گفتى، یواشكى به كنسرت‏ها مى‏روى و شناخته نمى‏شوى. فكر مى‏كنم در خیابان هم خیلى زیر ذره‏بین نباشى!
بله، خدا را شكر معمولاً راحت در خیابان‏ها مى‏چرخم. البته تازگى‏ها تعداد كسانى كه گاهى اوقات مرا مى‏شناسند، بیشتر شده!

شاید علتش این باشد كه به عكس‏هایت بیشتر شبیه شده‏اى!
شاید!!

در مورد خواننده‏ها كه چندان اظهار نظر نكردى. با توجه به سابقه حضورت در سینمان با فیلم «سنتورى» لطفاً به چند سؤال سینمایى جواب بده. از داریوش مهرجویى چه خبر؟
كاملاً از ایشان بی‏خبرم.

یعنى ارتباط تو با مهرجویى، كاملاً ادارى و خشك بود و فقط به همان زمان كه ترانه‏هاى «سنتورى» را خواندى، محدود شد؟
بله، البته همكارى با ایشان مایه افتخار من بود. فكر نمی‌كنم در سینما، اتفاقى بهتر از «سنتورى» برایم رخ بدهد. به همین دلیل چند پیشنهاد جدید را رد كردم. چون نمى‏خواستم «عقب‏گرد» داشته باشم.

گویا یكى از پیشنهاداتى كه رد كردى هم مربوط مى‏شد به فیلمى كه توسط یك كارگردان خانم ساخته شد و او از تو خواسته بود براى تیتراژ پایانى فیلمش یك ترانه بخوانى!
بله، من هم خیلى سریع عذرخواهى كردم!

از بهرام رادان چه خبر؟
با هم ارتباط داریم و گه‌گاه حال و احوال مى‏كنیم.

آخرین تماستان كى برقرار شد؟
حدود بیست روز پیش. روز تولدم هم قرار بود همدیگر را ببینیم كه متأسفانه گرفتار یك فیلم سینمایى شد و نتوانست به منزل ما بیاید اما پژمان بازغى افتخار داد و آمد. حالا كه در مورد بازیگرها حرف مى‏زنیم، اجازه بده بگویم كه حامد بهداد را خیلى دوست دارم. گرچه هنوز او را ندیده‏ام اما به نظر من بازیگر بى‏نظیرى است. كامبیز دیرباز را هم واقعاً دوست دارم و خوشحالم كه با او ارتباط دارم.

براى دیدن فیلم‏ها به سینما مى‏روى؟
بیشتر صبر می‌كنم تا سی‏دى فیلم‏ها منتشر شوند و در خانه تماشایشان كنم! اخیراً «سوپراستار» و «اخراجی‏ها-2» را دیدم.

آخرین فیلمى كه در سینما دیدى؟

فكر مى‏كنم «چارچنگولى». راستى، فیلمى كه جواد رضویان آهنگ مرا در آن خوانده بود را هم در سینما دیدم. اسمش یادم رفت.

دل‌داده؟

 

بله، فیلم خوب و گرمى بود.

 

  

براى استفاده از آهنگ‏هاى «عروس قصه» و «نامادرى» در این فیلم از تو اجازه گرفتند؟
نه!

ناراحت شدى؟
نه!

از اینكه صداى بعضى خواننده‏ها در سال‏هاى اخیر به شدت شبیه صداى تو شده(!) ناراحت نیستى؟
نه، هركسى می‏تواند هر جورى كه دوست دارد، بخواند!

حتى اگر مردم، صداى این خواننده‏ها را با صداى تو اشتباه بگیرند و كارهایشان را به حساب تو بنویسند هم ناراحت نمى‏شوى؟
مردم اشتباه نمى‏گیرند، مطمئن باش!

خیلى از خواننده‏هاى دیگر هم با همین نیت وارد موسیقى شدند اما به مرور حاشیه روى آنها غلبه كرد و دچار تغییرات رفتارى شدند! احساس كردند مى‏توان در موسیقى، از راه‏هایى جز موسیقى هم مطرح شد اما تو تغییرى هم نداشته‏‌اى. هنوز دور از جریانات حاشیه‏اى و بی‏سر و صدا هستى. نه اهل مصاحبه هستى، نه می‏توان عكس‏ها و اخبار جدیدى در موردت به دست آورد.
من ترجیح مى‏دهم یك «چاه» بى‏نام و نشان كه 250 متر عمق دارد باشم، نه دریایى كه عمق آن 20 سانتیمتر است. در این پنج سال، از نظر خودم هیچ كار خاصى انجام ندادم ولى باز هم وقت كم آوردم. اصلاً بهتر است بگویم در این پنج سال فقط تجربه كردم. سعى كردم در ملودى‏سازى حركت تازه‏اى داشته باشم. تلاشم این بود كه با هر كارى مخاطبم را غافلگیر كنم اما او باز هم مرا بشناسد و قبول داشته باشد. از طرف دیگر روى صدایم به شدت كار كردم. سعى كردم از فضایى كه به من نسبت مى‏دادند، فاصله بگیرم.

در این سال‏ها موسیقى تنها حرفه‏ات بوده یا به كارهاى دیگر هم گریز زده‏‌اى؟
فقط موسیقى. من زندگى‏ام را پاى موسیقى گذاشتم. همیشه سعى كردم تلاش كنم تا به نقاط بالاتر برسم. تمام اطلاعاتم در مورد آدم‏هاى موفق به من ثابت كرد كه آنها براى موفقیت سختى كشیده‏اند. به همین دلیل سعى كردم در اوج تنگناهاى زندگى كه مسائل مالى قسمت مهمى از آنها بود، آدم «تمام‏وقت» موسیقى باشم و تمام مرارت‏ها را تحمل كنم. اینكه مى‏گویم احساس مى‏كنم هنوز كار خاصى انجام نداده‏ام، اصلاً تعارف یا تواضع نیست، نظر قلبى من است.

یكى از آسیب‏هاى بزرگ موسیقى پاپ كه نمونه‏اش در موسیقى سنتى وجود ندارد، این است كه حتى بسیارى از خواننده‏هاى حرفه‏‌اى ما، این كار را به چشم «تفریح» نگاه مى‏كنند.
به نظر من حرفه‏‌اى بودن با تفریح خیلى فرق مى‏كند. شاید كارى كه ما به صورت حرفه‌‏اى انجام مى‏دهیم، براى مردم حكم تفریح را داشته باشد اما براى خودمان نباید اینطور باشد.

حرفت كاملاً درست است اما من از اتفاقى كه در حال رخ دادن است، گفتم و تو از آنچه «باید» باشد حرف زدى! یك مسأله دیگر هم وجود دارد و آن اینكه اگرچه اكثریت مردم، گوش دادن به موسیقى را «تفریح» مى‏دانند اما به هر حال ما به مخاطب حرفه‏اى هم احتیاج داریم تا موسیقى‏مان پیشرفت كند.
مگر نداریم؟!

داریم؟
بله، من خیلى‏ها را از دور یا نزدیك مى‏شناسم كه مخاطب حرفه‏اى موسیقى هستند. ما در تمام ریزه‏كارى‏هایى كه در آهنگ‏هایمان انجام مى‏دهیم، به فكر آنها هستیم.

مخاطب حرفه‏اى چه تعریفى از نظر تو دارد؟
كسى است كه قدرت تشخیص دارد؛ در ترانه، در آهنگ، در تنظیم، در زیر و بم صداى خواننده، در میكس قطعات و خیلى فاكتورهاى دیگر.

انصافاً از نظر تو به اندازه كافى مخاطب حرفه‏‌اى داریم؟
نه، اما تا دلت بخواهد «منتقد» داریم. منتقدهایى كه نه در عرصه موسیقى كارى انجام داده‏اند و نه از نظر تئورى با آن آشنایى دارند!

به این جور آدم‏‌ها كه نمى‏شود گفت منتقد!
اما حالا كه این‌جورى باب شده!

این منتقدهایى كه تو مى‏گویى، تریبون هم دارند؟
متأسفانه بله، هم در مطبوعات و هم در سایت‌‏ها جایگاه دارند.

مثل این‌كه از دست آنها خیلى آزرده هستى!
براى خودم نمى‏گویم چون تكلیف من الان دیگر روشن است اما متأسفانه بعضى غرض‏ورزى‏ها باعث مى‏شود خیلى از آدم‏هاى بااستعداد پیشرفت نكنند. با عرض معذرت، حتى خودِ تو هم كه از نظر من منتقد واقعى هستى، گهگاه در اتفاق نو با برخوردهاى شخصى‏ات به ضرر بعضى از آدم‏هاى شایسته عمل كرده‏اى و در پرداختن به بعضى‏هاى دیگر هم جور دیگرى اشتباه داشته‏اى.

منكر حرف‏هایت نیستم اما اشتباه در كار مطبوعات، تا درصدى قابل پیش‏بینى و اغماض است. این طبیعت شغلى ماست.
خیلى از مواقع دركت مى‏كنم، اما بعضى وقت‏ها نمى‏توانم.

برویم سراغ «یه شاخه نیلوفر» اولین آلبوم رسمى محسن چاوشى. نظر كلى خودت درباره این آلبوم بعد از گذشت حدود یك سال چیست؟
«یه شاخه نیلوفر» مى‏توانست آلبوم خیلى بهترى باشد.

اشكالش كجا بود؟

 

اشكال اصلى این آلبوم بیشتر «فنى» است، البته اصلاً نمى‏خواهم بگویم من به عنوان آهنگساز یا خواننده ایرادى در كارم نداشته‏ام اما بزرگترین اشكال این آلبوم را در صدابردارى‏اش مى‏دانم. ما در صدابردارى فقط دو، سه نفر را به عنوان مرجع كنار خودمان مى‏بینیم. آنهایى كه در صدابردارى مرجع هستند، معمولاً به دیگران چیزى یاد نمى‏دهند و طبیعى است كسى كه به دیگران یاد ندهد، خودش هم چیز تازه‏اى یاد نخواهد گرفت. به همین دلیل كیفیت بسیارى از آلبوم‏ها در حد ایده‏آل نیست. در «یه شاخه نیلوفر» بافت آلبوم طورى بود كه من روى صدابردارى محاسبه ویژه‏اى كرده بودم اما این محاسبات تقریباً به صورت كامل به هم ریخت.

 

  

منبع : اتفاق نو
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s